تبليغاتX
راه نشانم بده ...

راه نشانم بده ...

و شروعی دوباره .....

با سلام . بعد از کلی دوری از این وبلاگم دوباره آمدم ولی از این به بعد در آدرس زیر هستم . حتما سری به ما بزنید

یا علی

http://www.khatshekan.com

صفحه شخصی ابوالفضل فتاحی

+ نوشته شده در  جمعه 28 آبان1389ساعت   توسط ابوالفضل فتاحی  | 

و اینک تنهایی

و چقدر زود دیر می شود ...

امسال سال جالبی بود ، شروع جالب ، ولی زیاد طول نکشید ، شاید ......

نمی دونم ، همیشه در حال دویدن هستم ، اما ، نمی دونم چرا جواب من رو نمی ده ......

و ای کاش .....

نوشتن هم بلد نیستم ، شاید هم بلدم ولی نمی خوام بنویسم ، حتی دوست ندارم حرف بزنم ، راجع به تمام دلتنگی هام ، مشکلات ، کم لطفی ها و .......

خیلی خسته ام ، دیگه نمی فهمم ، گنگ شدم ، خیلی احساس تنهایی می کنم ، انگار در یک وادی غریب ، بی کس و تنها رها شده ام ، نمی دانم براستی باید بمانم ، یا برای رفتن خود را آماده کنم ؟!

و امسال سال تنهایی و غم ، سالی که باید همت مضاعف داشت و کاری مضاعف کرد ، اما گویا سرنوشت علاقه مند است که من این بار را بی یار و یاور حمل کنم ؟!

اگر خدا اینگونه می خواهد ، حرفی نیست ، اما با این همه عدم آرامش ، تا به کی ، ........

خدایا به من آرامشی عطا کن ، تا خوب صبر کنم !

خدایا به من قدرتی عنایت کن ، تا خوب تحمل کنم !

خدایا مرا برای خودت تربیت کن ، تا زمان آن نگذشته است ....

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 فروردین1389ساعت   توسط ابوالفضل فتاحی  | 

و دوستی ...

هزینه ی دوستی غرور است,انسان های بزرگ با فروختن غرور دوستان را می خرند,انسانهای کوچک با فروختن دوستان غرور را بدست میاورند
+ نوشته شده در  دوشنبه 17 اسفند1388ساعت   توسط ابوالفضل فتاحی  | 

دعای باران ...

*******************************

هزاران نفر برای باریدن باران دعا می‌کنند غافل از آنکه خداوند با کودکی است که چکمه‌هایش سوراخ است

*******************************

+ نوشته شده در  شنبه 8 اسفند1388ساعت   توسط ابوالفضل فتاحی  | 

فرصت بده ...

*************************

باید گاهی سکوت کنیم ، شاید خدا هم حرفی برای گفتن داشته باشد ...

*************************

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 بهمن1388ساعت   توسط ابوالفضل فتاحی  | 

جمله ای زیبا

************************

رفته بودم سر حوض تا ببینم شاید،عکس تنهائی خود را در آب آب در حوض نبود

************************

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 دی1388ساعت   توسط ابوالفضل فتاحی  | 

محرم آمد و ...

قیامت بی حسین غوغا ندارد

شفاعت بی حسین معنا ندارد

حسینی باش که در محشر نگویند

چرا پرونده ات امضاء ندارد

*******************************

آبروی حسین به کهکشان می ارزد

یک موی حسین بر دو جهان می ارزد

گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست

گفتا که حسین بیش از آن می ارزد

*******************************

ماه خون ماه اشک ماه ماتم شد

بر دل فاطمه داغ عالم شد

فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میکنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 آذر1388ساعت   توسط ابوالفضل فتاحی  | 

درد دل باید گفت ...

با سلام

یک چند سالی می شه که ما از تمام زندگیمون زدیم و شروع کردیم به تحقیق و پژوهش پیرامون مسائل مختلف فرهنگی ، نیازها ، مشکلات و چالش های پیش روی جوانان ، بعد هم شروع کردیم به طراحی پروژه های مختلف برای رفع اون نیازها و مشکلات ، خوب پیش هر مدعی این کار که رفتیم ، گفتند ای بابا ، این میز رو می بینی ، به زحمت به دست اومده ، عده ای هم می گفتند این نرده بون روی شون ما الکی بلند نشده که ....؟

عده ای هم با دوز و کلک برخی از طرح ها و چارچوب های ما را به اصطلاح دزدیند و یک آب هم روش می خورند بعد هم می گویند که اگر می تونیم پولمون رو بگیریم ، وقتی می پرسیم چرا ؟ پاسخ می دهند به شما ربطی ندارد ، من توصیه می کنم و عاجزانه درخواست دارم از مسئولین که به جای واژه مردمی برای برخی از سازمان ها ، یک اسم بهتری انتخاب کنند ، چون اصلا مردمی نیستند ، چیزی که به مردم ربط نداشته باشه ، کجاش مردمی است ؟؟؟!!

در هر حال ما تا آخر ایستاده ایم ....

www.koleposhti.ir

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 آذر1388ساعت   توسط ابوالفضل فتاحی  | 

و آمده ایم ...

با سلام

کلی وقت بود ، نبودیم ، حالا هم نیومدیم که بمونیم ، چرا که فصل پرواز نزدیک است ...

یک مجموعه راه اندازی کردیم با عنوان شبکه فرهنگی کوله پشتی

ببینید و اگر تونستید کمک کنید .

یا علی

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 آذر1388ساعت   توسط ابوالفضل فتاحی  | 

و او نیز رفت ....

و آنان یکی یکی می روند ....


سردار شوشتری چندی پیش در محفلی با حضور دوستانش گفته بود که "از خدا خواسته ام اینجا محل شهادتم شود و دلم گواهی می دهد که خداوند آرزوی مرا برآورده خواهد کرد. بعد از احمد کاظمی و دیگر یاران من تنها شده ام و به همین خاطر انتظار شهادتم را می کشم. امیدوارم خداوند با شهادت من مشکلات این منطقه و معضلات آن را حل کند. "

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 مهر1388ساعت   توسط ابوالفضل فتاحی  |