قیامت بی حسین غوغا ندارد
شفاعت بی حسین معنا ندارد
حسینی باش که در محشر نگویند
چرا پرونده ات امضاء ندارد
*******************************
آبروی حسین به کهکشان می ارزد
یک موی حسین بر دو جهان می ارزد
گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست
گفتا که حسین بیش از آن می ارزد
*******************************
ماه خون ماه اشک ماه ماتم شد
بر دل فاطمه داغ عالم شد
فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میکنم

ماه "رجب" نوید بخش زندگی و تولدی دوباره است
ماه رجب، زندگی و تولـدی دوباره را بـه عاشقان نوید می دهد. رجب فصل جدیدی در کتاب زندگی می گشاید که از عطر دل انگیز نیایش سرشار است، آنان که در وادی مراقبه و شهود در محضر خدای متعال گام برمی دارند به خوبی قدر چنین ایامی را دانسته و بسیار سخت تر، هوشیارتر و جدی تر از دنیا طلبان در پی بهره گیری از این فرصت ارزشمند هستند .
پوینده طریق بندگی و سالک راه ملکوت و رهسپار وادی معرفت و چشم انتظار بهار طاعت و مشتاق دعا و مناجات و مسئلت که شیر روز و زاهدی در دل ظلمت است و با اقلیم توحید آشنایی دارد و از جام محبت و دلدادگی جرعه هایی جانبخش نوشیده و طالب قرب، کرامت، تعالی و فضیلت می باشد، به هنگام رسیدن ایام پر برکت سال چون رجب، شعبان و رمضان همچون انسان هایی تشنه و مشتاق در انتظار گمشده آشنای خود در این مواقع بسر می برد تا از آب گوارا و نوشین حیات و معنویت سیراب شده و روح و روان خود را جانی نوین و طیب و طاهر بخشد و با نظافت خانه دل و آراستن درون، خود را برای میهمانی خدا و درک لیلة القدر ماه مبارک رمضان مهیا کند.
اکنون که این باران رحمت حق جاری است باید فکری کرد، باید گام برداشت و خود را در معرض این قطرات زلال قرار داد و از نسیم حیات بخش این روزها و ایام بهره برد .
در همین زمینه امام کاظم(ع) مى فرماید: رجب، نام نهرى در بهشت است که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر است بنابراین هرکس یک روز از ماه رجب را روزه بدارد، خداوند از آن نهر به او خواهد نوشاند. همچنین آن حضرت در روایت دیگرى مى فرماید: رجب، ماه عظیمى است که خداوند، اعمال نیک را در آن چند برابر مى فرماید و گناهان را در آن محو مى کند. پس هرکس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، به اندازه مسیر یک سال از جهنم دور و هرکس سه روز از آن ماه را روزه بدارد، بهشت بر او واجب مى شود.
لیلة الرغائب
گر چه تمام ماه رجب، نزد خداوند و اولیاء الهی عزیز و ارجمند است اما برخى از اوقات آن، فضیلت ویژه اى دارد مثلا اولین شب جمعه ماه رجب، داراى امتیازى بزرگ است. پیامبر اسلام(ص) مى فرماید: از اولین شب جمعه ماه رجب غافل نشوید، فرشتگان آن را «لیلة الرغائب» مى نامند. چرا که وقتى یک سوم از شب گذشت، هیچ فرشته اى نیست مگر اینکه در کنار کعبه مشرفه آید آنگاه خداوند نظر مرحمت به آنان کند و فرماید: فرشتگانم! هر چه خواهید از من بخواهید. فرشتگان گویند: بارالها حاجت و خواسته ما آن است که روزه داران ماه رجب را بیامرزى، خداوند متعال فرماید: آمرزیدم. اگر هیچ حادثه اى در ماه رجب رخ نمى داد، باز هم رجب ارزش خاص و ویژگى استثنائى خود را داشت، اما حوادثى در آن به وقوع پیوسته است که موجب شرافت و کرامت مضاعف این ماه شده است.
شهادت امام هادى(ع)، ولادت حضرت امام جواد(علیه السلام)، ولادت مبارک امام على(ع) در خانه کعبه معظمه در سیزدهم ماه رجب و ده سال قبل از بعثت، شهادت حضرت امام کاظم(ع) و بیست و هفتم این ماه، عید مبارکى است چرا که آخرین پیامبر برگزیده الهى حضرت محمد(ص) در این روز از جانب خداى متعال مأمور هدایت مردم و ابلاغ هدایت و رسالت الهى گردید.
اعتکاف
بندگان صالح و آگاه الهى، ماه رجب و شعبان را به عنوان زمینه و مقدمه اى جهت کسب آمادگى براى درک صحیح و شایسته ماه مبارک رمضان به حساب مى آورند. خوشبختانه هم اکنون مراسم معنوی اعتکاف به عنوان عبادتی برای این ایام از رونق و شکوه خاصی برخوردار است .
رجب، عید اولیاء الهى، بهار راز و نیاز و عبادت، موسم خضوع و خشوع به درگاه الهى، موعد حضور و خواستن و زمان قرار صالحان با معشوقشان حق تعالى است. پیامبر گرامى و جانشینان به حق حضرتش سه ماه رجب، شعبان و رمضان را فراوان پاس مى داشتند و این سه ماه را به روزه مى گذراندند.
رجب ماه خداوند، شعبان ماه پیامبرخدا(ص) و رمضان نیز ماه بندگان خداوند است . صرف نظر از تمام عبادتهایی که در این ایام توصیه شده است، این سه ماه فرصت مناسبی است تا بندگان گفتگوی بیشتری با خداوند داشته باشند. از میان عبادتهای وارد شده از قبیل نمازهای مستحبی، تلاوت قرآن، استغفار، صلوات و انفاق، "دعا" از اهمیت بیشتری در این ایام برخوردار است.
از ماه رجب عمدتاً با دو ویژگی مهم و برجسته یاد می شود. از یک سو ماه رجب ماه خدا عنوان شده و از سوی دیگر به نام ماه ولایت معرفی شده است.
این دو نام دو هدف عمده را دنبال می کنند. یکی ایجاد گفتگو بین بنده و خداوند از طریق کثرت دعا و دیگری ایجاد رابطه عمیق بین بنده و ولی خداست که معرف خداوند است.

دستورالعمل اول
بسمه تعالي
الحمدلله رب العالمين، و الصلاة علي سيد الأنبياء و المرسلين، و علي آله سادة الأوصياء الطاهرين و علي جميع العترة المعصومين، واللعن الدائم علي أعدائهم أجمعين.
جماعتي از اين جانب، طلب موعظه و نصيحت مي کنند؛ اگر مقصودشان اين است که بگوئيم و بشنوند و بار ديگر در وقت ديگر، بگوييم و بشنوند، حقير عاجزم و بر اهل اطلاع پوشيده نيست.
و اگر بگويند کلمه اي مي خواهيم که امّ الکلمات باشد و کافي براي سعادت مطلقه دارين باشد، خداي تعالي قادر است که از بيان حقير، آن را کشف فرمايد و به شما برساند.
پس عرض مي کنم که غرض از خلق، عبوديت است ( و ما خلقت الجن و الانس إلا ليعبدون. سوره ذاريات/56 ) و حقيقت عبوديت؛ ترک معصيت است در اعتقاد که عمل قلب است و در عمل جوارح.
و ترک معصيت، حاصل نمي شود به طوري که ملکه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و ياد خدا در هر حال و زمان و مکان و در ميان مردم و در خلوت « ولا أقول سبحان الله و الحمد لله، لکنه ذکر الله عند حلاله و حرامه ».
ما امام زمان عجل الله له الفرج را دوست مي داريم، چون امير نحل است؛ امور ما مطلقاً به وسيله او به ما مي رسد؛ و او را پيغمبر صلوات الله عليه براي ما امير قرار داده؛ و پيغمبر را دوست داريم، چون خدا او را واسطه بين ما و خود قرار داده؛ و خدا را دوست داريم، براي اينکه منبع همه خيرات است و وجود ممکنات، فيض اوست.
پس اگر خود و کمال خود را خواهانيم، بايد دوست خدا باشيم؛ و اگر دوست خداييم، بايد دوست وسائط فيوضات از نبيّ و وصيّ، باشيم؛ وگرنه يا دوست خود نيستم، يا دوست واهب العطايا نيستيم، يا دوست وسائط فيوضات نيستيم.
پس کيمياي سعادت، ياد خداست، و او محرّک عضلات به سوي موجبات سعادت مطلقه است؛ و توسل به وسائط استفاضه از منبع خيرات، به واسطه وسائل مقرره خودش است. بايد اهتدا به هدايات آنها نماييم و رهروي به رهبري آنها نماييم تا کامياب شويم.
ديگر توضيح نخواهيد و آنکه عرض شد، ضبط نماييد و در قلب ثبت [کنيد]، خودش توضيح خود را مي دهد.
اگر بگوييد چرا خودت عامل نيستي؟! مي گويم: « اگر بنا بود که بايد بگوييم ما عامليم به هر چه عالميم، شايد حاضر به اين حضور و بيان نمي شديم »؛ لکن دستور، بذل نعمت است، شايد به مقصود برساند؛ « ما أخذ الله علي العباد أن يتعلّموا حتي أخذ علي العماء أن يعلّموا ».
مخفي نماند اگر ميسور شد براي کسي، نصيحت عملّيه بالاتر است از نصايح قوليه « کونوا دعاة إلي الله بغير أاسنتکم »
وفقّنا الله و اياکم لما يرضيه و جنبنا جميعاً عن ما يسخطه و السلام عليکم و رحمة الله و برکاته والحمدلله أولاً و آخراً والصلوة علي محمد و آله الطاهرين واللعن علي أعدائهم أجمعين.
مشهد، ربيع الثاني 1420
دستور العمل دوم
مشهد ربيع الثاني 1420.
بسمه تعالي
کوچک و بزرگ بايد بدانيم: راه يگانه براي سعادت دنيا و آخرت، بندگي خداي بزرگ است؛ و بندگي، در ترک معصيت است در اعتقاديات و عمليات.
آنچه را که دانستيم، عمل نماييم و آنچه را که ندانستيم، توقف و احتياط نماييم تا معلوم شود، هرگز پشيماني و خسارت، در ما راه نخواهد داشت؛ اين عزم اگر در بنده، ثابت و راسخ باشد، خداي بزرگ، اولي به توفيق و ياري خواهد بود.
والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته، و الصلاة علي محمد و آله الطاهرين، واللعن علي أعدائهم أجمعين.
دستور العمل سوم
بسمه تعالي
گفتم که: الف، گفت: دگر؟ گفتم: هيچ
در خانه اگر کس است، يک حرف بس است
بارها گفته ام و بار دگر مي گويم: « کسي که بداند هر که خدا را ياد کند، خدا همنشين اوست، احتياج به هيچ وعظي ندارد، مي داند چه بايد بکند و چه بايد نکند؛ مي داند که آنچه را که مي داند، بايد انجام دهد، و در آنچه که نمي داند، بايد احتياط کند. »
والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته
الاقل محمد تقي البهجة
دستور العمل چهارم
الأقل محمد تقي البهج
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله وحده، و الصلاة علي سيد انبيائه و علي آله الطيبين، و اللعن أعدائهم اجمعين.
جماعتي از مؤمنين و مؤمنات، طالب نصيحت هستند؛ بر اين مطالبه، اشکالاتي وارد است، از آن جمله:
1. نصيحت در جزئيات است، و موعظه، اعمّ است از کليات و جزئيات؛ ناشناسها و همديگر را نصيحت نمي کنند.
2. « من عمل بما علم ورثه الله علم ما لم يعلم »؛ « [ من عمل بما علم] کفي ما لم يعلم » ؛ ( والذين جاهدوا فينا، لنهدينهم سبلنا ).
آنچه مي دانيد، عمل کنيد؛ و در آنچه نمي دانيد؛ احتياط کنيد تا روشن شود؛ و اگر روشن شد، بدانيد که بعض معلومات را زير پا گذاشته ايد؛ طلب موعظه از غير عامل، محل اعتراض است؛ و قطعاً مواعظي را شنيده ايد و مي دانيد، عمل نکرديد، و گرنه روشن بوديد.
3. همه مي دانند که « رساله عمليه» را بايد بگيرند و بخوانند و بفهمند، و تطبيق عمل بر آن نمايند، و حلال و حرام را با آن تشخيص بدهند؛ و همچنين مدارک شرعيه [را] اگر اهل استنباط باشند؛ پس نمي توانند بگويند:
« ما نمي دانيم چه بکنيم و چه نکنيم. »
4. کساني که به آنها عقيده داريد، نظر به اعمال آنها نماييد، آنچه مي کنند از روي اختيار، بکنيد، و آنچه نمي کنند از روي اختيار، نکنيد؛ و اين، از بهترين راه هاي وصول به مقاصد عاليه است؛ « کونوا دعاة إلي الله بغير ألسنتکم »؛
مواعظ عمليه، بالاتر و مؤثرتر از مواعظ قوليه است. 5. از واضحات است که خواندن قرآن در هر روز، و ادعيه مناسبه اوقات و امکنه، در تعقيبات وغيرآنها؛ و کثرت تردد در مساجد و مشاهد مشرفه؛ و زيارت علما و صلحاء و همنشيني با آنها، از مرضيات خدا و رسول(ص) است و بايد روز به روز، مراقب زيادتي بصيرت و انس به عبادت و تلاوت و زيارت باشد.
و بر عکس، کثرت مجالست با اهل غفلت، مزيد قساوت و تاريکي قلب و استيحاش از عبادت و زيارات است؛ از اين جهت است که احوال حسنه حاصله از عبادات و زيارات و تلاوتها، به سبب مجالست با ضعفا در ايمان، به سوء حال و نقصان، مبدل مي شوند؛ پس، مجالست با ضعيف الايمان- در غير اضطرار و براي غير هدايت آنها- سبب مي شود که ملکات حسنه خود را از دست بدهد، بلکه اخلاق فاسده آنها را ياد بگيرد:
« جالسوا من يذکرکم الله رؤيته، و يزيد في علمکم منطقه، و يرغبکم في الاخرة عمله. »
6. از واضحات است که ترک معصيت در اعتقاد و عمل، بي نياز مي کند از غير آن؛ يعني غير، محتاج است به آن، و او محتاج غير نيست، بلکه مولد حسنات و دافع سيئات است:
( و ما خلقت الجن و الانس إلا ليعبدون. )
عبوديت ترک معصيت در عقيده و عمل.
بعضي گمان مي کنند که ما از ترک معصيت عبور کرده ايم!! غافلند از اينکه معصيت، اختصاص به کبائر معروفه ندارد، بلکه اصرار بر صغائر هم، کبيره است؛ مثلاً نگاه تند به مطيع، براي تخويف، إيذاءِ محرم است؛ [و] تبسم به عاصي، براي تشويق، اعانت بر معصيت است.
محاسن اخلاق شرعيه و مفاسد اخلاق شرعيه، در کتب و رسائل عمليه، متبين شده اند. دوري از علما و صلحا، سبب مي شود که سارقين دين، فرصت را غنيمت بشمارند و ايمان و اهلش را بخرند به ثمنهاي بَخس و غير مبارک، همه اينها مجرب و ديده شده است.
از خدا مي خواهيم که عيدي ما را در اعياد شريفه اسلام و ايمان، موفقيت به
« عزم راسخ ثابت دائم بر ترک معصيت » قرار بدهد که مفتاح سعادت دنيويه و اخرويه است، تا اينکه ملکه بشود ترک معصيت؛ و معصيت براي صاحب ملکه، به منزله زهر خوردن براي تشنه است، يا ميته خوردن براي گرسنه است.
البته اگر اين راه تا آخر، مشکل بود و به سهولت و رغبت، منتهي نمي شد، مورد تکليف و ترغيب و تشويق از خالق قادر مهربان نمي شد.
« و ما توفيقي إلا بالله، عليه توکلت، و إليه انيب». و الحمدلله أولاً و آخراً، و الصلاة علي محمد و آله الطاهرين و اللعن الدائم علي
أعدائهم أجمعين »
17 ربيع المولود 1419
دستور العمل پنجم
بسمه تعالي
کسي که به خالق و مخلوق، متيقن و معتقد باشد، و با انبياء و اوصياء صلوات الله عليهم، جميعاً مرتبط و معتقد باشد، و توسل اعتقادي و عملي به آنها داشته باشد، و مطابق دستور آنها حرکت و سکون نمايد، و در عبادات، «قلب» را از غير خدا، خالي نمايد، و فارق القلب، نماز را که همه چيز تابع آن است انجام دهد، و با مشکوکها، تابع امام عصر عجل الله له الفرج باشد، و هر که را امام، مخالف خود مي داند با او مخالف باشد، و هر که را موافق مي داند با او موافق، [و] لعن نمايد ملعون او را، و ترحم نمايد بر مرحوم او و لو علي سبيل الاجمالي؛ هيچ کمالي را فاقد نخواهد بود و هيچ وِزر و بالي را واجد نخواهد بود.
والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته
العبد محمد تقي البهجة
دستور العمل ششم
العبد محمد تقي البهجه
بسمه تعالي
هيچ ذکري، بالاتر از «ذکر عملي» نيست؛ هيچ ذکر عملي، بالاتر از « ترک معصيت در اعتقاديات و عمليات نيست. »
و ظاهر اين است که ترک معصيت به قول مطلق، بدون « مراقبه دائميه »، صورت نمي گيرد.
والله الموفق
العبد محمد تقي البهجة
دستور العمل هفتم
بسمه تعالي
من کلام علي عليه السلام:
« إعلم أن کل شيء من عملک تبع لصلاتک: بدان که هر چيزي از عمل تو تابع نماز توست »؛
عليکم بالمحافظة علي الصلوات الخمس في اوائل أوقاتها و بالإقبال بالکل إليه تعالي فيها، لا تفوتکم السعادة إن شاء الله تعالي: بر شما باد به محافظت بر نمازهاي پنج گانه در اولين وقتهاي آنها؛ و بر شما باد به روي نمودن و توجّه با تمام وجود بسوي خداي تعالي؛ { در اين صورت } سعادت را از دست نخواهيد داد إن شاء الله تعالي.
وفقنا الله و اياکم لمراضيه و جنبنا سخطه بمحمد و آله الطاهرين صلوات عليهم أجمعين.
دستور العمل هشتم
بسمه تعالي
جماعتي هستند که وعظ و خطابه و سخنراني را که مقدمه عمليات مناسبه مي باشند، با آنها معامله ذي المقدمه مي کنند، کأنه دستور اين است که « بگويند و بشنوند، براي اينکه بگويند و بشنوند! » و اين اشتباه است.
تعليم و تعلم، براي عمل، مناسب است و استقلال ندارند. براي تفهيم اين مطلب و ترغيب به آن فرموده اند: « کونوا دعاة إلي الله بغير ألسنتکم » با عمل بگوييد و از عمل ياد بگيريد و عملاً شنوايي داشته باشيد.
بعضي مي خواهند معلم را تعليم نمايند، حتي کيفيت تعليم را از متعلمين ياد بگيرند.
بعضي « التماس دعا » دارند، مي گوييم « براي چه؟ » درد را بيان مي کنند، دوا را معرفي مي کنيم، به جاي تشکر و به کار انداختن، باز مي گويند: « دعا کنيد! »
دور است آنچه مي گوييم و آنچه مي خواهند؛ شرطيت دعا را با نفسيت آن مخلوط مي کنند. ما از عهده تکليف، خارج نمي شويم، بلکه بايد از عمل، نتيجه بگيريم و محال است عمل، بي نتيجه باشد و نتيجه، از غير عمل، حاصل شود؛ اين طور نباشد:
پي مصلحت، مجلس آراستند
نشستند و گفتند و برخاستند!
خدا کند قوال نباشيم، فعّال باشيم؛ [مبادا] حرکت عمليه بدون علم بکنيم [و] توقف با علم بکنيم.
آنچه مي دانيم بکنيم، در آنچه نمي دانيم، توقف و احتياط کنيم تا بدانيم؛ قطعاً اين راه پشيماني ندارد.
به همديگر نگاه نکنيم، بلکه نگاه به « دفتر شرع » نماييم و عمل و ترک را مطابق با آن نماييم.
والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته
دستور العمل نهم
بسمه تعالي
آقاياني که طالب مواعظ هستند، از ايشان سؤال مي شود: آيا به مواعظي که تا حال شنيده ايد، عمل کرده ايد، يا نه؟
آيا مي دانيد که: « هر که عمل کرد به معلومات خودش، خداوند مجهولات او را معلوم مي فرمايد. »؟
آيا اگر عمل به معلومات - اختياراً ـ ننمايد، شايسته است توقع زيادتي معلومات؟
آيا بايد دعوت به حق، از طريق لسان باشد؟ آيا نفرموده: « با اعمال خودتان، دعوت به حق بنمايد »؟
آيا طريق تعليم را بايد ياد بدهيم، يا آنکه ياد بگيريم؟
آيا جواب اين سؤالها از قرآن کريم:
( والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا )، و از کلام معصوم:« من عمل بما علم، ورثه الله علم ما لم يعلم » و « من عمل بما علم، کفي ما لم يعلم »، [ روشن نمي شود؟]
خداوند توفيق مرحمت فرمايد که آنچه را مي دانيم، زير پا نگذاريم و در آنچه نمي دانيم، توقف و احتياط نمائيم تا معلوم شود.
نباشيم از آنها که گفته اند:
پي مصلحت مجلس آراستند
نشستند و گفتند و برخاستند!
نشستند و گفتند و برخاستند
وما توفيقي إلا بالله، عليه توکلت و إليه انيب.
والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته
الاقل محمد تقي البهجة
مشهد مقدس
يکشنبه 1375 هـ.ش.
مطابق با ربيع الاول 1417 هـ.ق.
دستور العمل دهم
بسمه تعالي
همه مي دانيم که رضاي خداوند اجّل، با آنکه غني بالذات [است] و احتياج به ايمان بندگان و لوازم ايمان آنها ندارد، در اين است [ که]:
بندگان، هميشه در مقام تقرب به او باشند، پس مي دانيم که براي حاجت بندگان به تقرب به مبدأ الطاف و به ادامه تقرب، [ خداوند] محبت به ياد او و ادامه ياد او دارد.
پس مي دانيم به درجه اشتغال به ياد او، انتفاع ما از تقرب به او، خواهد بود؛ و در طاعت و خدمت او، هر قدر کوشا باشيم به همان درجه، متقرب و منتفع به قرب خواهيم بود؛ و فرق بين ما و سلمان سلام الله عليه، در درجه طاعت و ياد او که مؤثر در درجه قرب ما است، خواهد بود.
و آنچه مي دانيم که اعمالي در دنيا محل ابتلاء ما خواهد شد، بايد بدانيم؛ که آنها هر کدام مورد رضاي خداست، ايضاً خدمت و عبادت و طاعت او محسوب است.
پس بايد بدانيم که هدف بايد اين باشد که تمام عمر، صرف در ياد خدا و طاعت او و عبادت، بايد باشد، تا به آخرين درجه قرب مستعد خودمان برسيم، و گرنه بعد از آنکه ديديم بعضي، به مقامات عاليه رسيدند و ما بي جهت، عقب مانديم، پشيمان خواهيم شد.
وقفنا الله لترک الاشتغال بغير رضاه بمحمد و آله صلوات الله عليهم اجمعين.
الأقل محمد تقي بهجة
مشهد مقدس
چهارشنبه 1375 هـ ش
مطابق با ربيع الاول 1417 هـ ق
دستور العمل يازدهم
بسمه تعالي
الحمدلله وحده و الصلاة علي سيد الانبياء محمد و آله سادة الأوصياء الطاهرين و اللعن الدائم علي اعدائهم من الأولين و الآخرين.
و بعد، مخفي نيست بر اولي الألباب که اساسنامه حرکت در مخلوقات، شناختن محرّک است که حرکت، احتياج به او دارد، و شناختن ما منه الحرکه و ما إليه الحرکه و ما له الحرکه، يعني بدايت و نهايت و غرض، که آن به آن، ممکنات، متحرک به سوي مقصد مي باشند.
فرق بين عالم و جاهل، معرفت علاج حوادث و عدم معرفت است؛ و تفاوت منازل آنها در عاقبت، به تفاوت مراتب علم آنها است در ابتدا.
پس، اگر محرک را شناختيم و از نظم متحرکات، حسن تدبير و حکمت محرّک را دانستيم، تمام توجه ما به اراده تکوينيه و تشريعيه اوست، خوشا به حال شناسنده، اگر چه بالاترين شهيد باشد؛ و واي به حال ناشناس، اگر چه فرعون زمان باشد.
در عواقب اين حرکات، جاهل مي گويد: « اي کاش خلق نمي شدم »، عالم مي گويد: « کاش هفتاد مرتبه، حرکت به مقصد نمايم و باز بر گردم و حرکت نمايم و شهيد حق بشوم ».
مبادا از زندگي خودمان، پشيمان شده بر گرديم؛ صريحاً مي گويم: ـ مثلاًـ اگر نصف عمر هر شخصي در ياد منعم حقيقي است و نصف ديگر در غفلت، نصف زندگي، حيات او محسوب و نصف ديگر، ممات او محسوب است، با اختلاف موت، در اضرار به خويش و عدم نفع.
خداشناس، مطيع خدا مي شود و سر و کار با او دارد؛ و آنچه مي داند موافق رضاي اوست، عمل مي نمايد؛ و در آنچه نمي داند، توقف مي نمايد تا بداند؛ و آن به آن، استعلام مي نمايد و عمل مي نمايد، يا توقف مي نمايد؛ عملش، از روي دليل؛ و توقفش، از روي عدم دليل.
آيا ممکن است بدون اينکه با سلاح اطاعت خداي قادر باشيم، قافله ما به سلامت از اين رهگذر پر خطر، به مقصد برسد؟ آيا ممکن است وجود ما از خالق باشد و قوت ما از غير او باشد؟ پس قوت نافعه باقيه نيست، مگر براي خداييان، و ضعفي نيست مگر براي غير آنها.
حال اگر در اين مرحله، صاحب يقين شديم، بايد براي عملي نمودن اين صفات و احوال، بدانيم که اين حرکت محققه از اول تا به آخر، مخالفت با محرّک دواعي باطله است، که اگر اعتنا به آنها نکنيم، کافي است در سعادت اتصال به رضاي مبدأ اعلي:
« أفضل زاد الراحل إليک عزم إرادة ».
والحمدلله اولاً و آخراً، و الصلاة علي محمد و آله الطاهرين و اللعن الدائم علي أعدائهم أجمعين.
مشهد مقدس
چهارشنبه مرداد ماه هـ.ش.
مطابق با ربيع الاول 1417 ه. ق.

«بسم رب المهدی المنتظر»
یک سوال اساسی از من و شمای منتظر!
انتظار سخت است یا آسان!؟
از پیامبرگرامى اسلام (ص) دو روایت معروف نقل شده است كه با مقایسه آن مى توان به دشوارى انتظار پی برد!
افضل لاعمال احمزها (1)
افضل اعمال امتی انتظار الفرج (2)
برترین اعمال دشوارترین آن است.
برترین اعمال امت من، انتظار فرج است.
چرا دشوار؟! چرا پرمشقت؟! چرا پر زحمت؟!
علل دشوارى وظیفه منتظران را مى توان در چهار محور خلاصه كرد:
1- آراستگى به عدالت وتقوا
2- آراستگى به بردبارى و پایدارى
3- بهره مندى از دین شناسى بنیادین
4- لزرم اصلاح طلبى و ظلم ستیزى
رسیدن به این مراحل كارى است بس دشوار! اما شدنى! این یعنی اینکه تقوا داشتن آسون نیست. یعنی صبر داشتن کار هر کسی نیست. یعنی دیندار بودن راحت نیست. دست آخر اینکه، حق و حقیقت رو به زبون آوردن و با ظلم جنگیدن به همین راحتیا نیست که ماها فکرشو میکنیم.
هركس دشوارى انتظار را هموار كرد در زمره منتظران حقیقى مولا قرار مى گیرد.
كه امام صادق (ع) فرمود:
هركس مى خواهد در شمار منتظران حقیقى باشد باید پارسایى پیشه كند و متخفق به مكارم اخلاق گردد. (3)
ان شاءالله همه ما از منتظران راستین امام حاضر عجلالله باشیم.
التماس دعا
«اللهم عجل لولیک الفرج

عید غدیر خم بر شما مبارک باد
ای علی تو نشان هدایت این امتی؛ هر که تو را دوست بدارد ، رستگار شود و هر که تو را دشمن بدارد ، به هلاک افتد. پیامبر اکرم (ص)
ولایت علی بن ابی طالب (ع) ولایت خدا و محبت او عبادت خدا و پیروی از او فریضه ای از جانب خدا است .
پیامبر اکرم (ص)
هر که من مولای اویم پس علی مولای او است . پیامبر اکرم (ص)
روز غدیر خم برترین عید امت من است . پیامبر اکرم (ص)
خداوند پس از غدیر خم برای کسی حجت و عذری باقی نگذاشت . حضرت فاطمه زهرا (س )
من ، شلمچه ، شهید گمنام
سال گذشته ، دو روز مانده به تولدم ، از یک سفر خسته کننده برگشته بودم ، که یکی از دوستانم با من تماس گرفت و گفت ، کار واجبی داره و باید حتما من رو ببینه ، قرار بود یک جا یک مسئولیتی به من بده ، که من اصلا علاقه ای به کار در اون مجموعه را نداشتم ، نمی دونستم چطوری باید از زیرش در برم ، تا اینکه گفت تا هفته دیگه فکر کن من که از شلمچه برگشتم ، بیشتر با هم حرف می زنیم ، این را که گفت ، با خودم گفتم بهترین موقعیت برای این هست که از قبول اون کار سر باز بزنم ، گفتم یا من هم با خودت می بری ، یا اصلا حرفش هم نزن ، کلی با من صحبت کرد ، که نمی شه ، مگه الکیه و .... ، گفتم من هم نمی تونم قبول کنم ، شوخی شوخی زنگ زد ، و طرف اصلا نپرسید من کی هستم ، گفت بگو بیاد ، خودم شاخ در آورده بودم ، مغزم داشت سوت می کشید ، نمی دونستم خونه چی بگم ، یک روز نبود که من اومده بودم خونه ، بالاخره رفتیم ، حالا به ما چه گذشت بماند ، روز تولدم شلمچه بودم ، برای اولین بار بود که به مناطق جنگی می رفتم ، جالب تر اینکه فقط هم شلمچه را دیدم ، حالا اونجا هم چه بر ما گذشت هم بماند ، فقط در همین حد بگم ، که فوق العاده ترین سفر زندگی من تا این لحظه بوده ، روز تولدم در منطقه شلمچه شهید گمنامی پیدا کردند ، روز آخری که می خواستیم بر گردیم ، ما را بردند ، نهر خین ، رفتیم توی یک چادر دیدیم ، چند شهید با پلاک و گمنام اونجا پیدا کرده بودند .
برگشتیم ، ماه ها گذشت ، شب های قدر شد ، شب 21 ماه رمضان امسال رفته بودم مصلی شهر ، دیدم نه شهید گمنام را آوردند و قراره در شهر ما خاکسپاری کنند ....

رفتم جلو ، اولین چیزی که دیدم ، کاغذ روی یکی از تابوت ها بود ، همون شهیدی که توی شلمچه ، روز تولد من پیدا کرده بودن ، جالب تر اینکه ، نزدیک خونه ما قرار بود ، مزار شهدای گمنام را قرار بدهند . خیلی جا خوردم ، حس عجیبی داشتم ، .....

روز قدس تشییع جنازه بود ، به ما گفته بودند ساعت 4 بعد از ظهر مراسم هست ، من هم زیاد نماز جمعه نمی رم ، یکی از بچه ها گفت بیا بریم ، ما هم رفتیم ، بعد از نماز جمعه ، اعلام کردند ، مراسم همین الان برگزار می شه ، همه ما جا خورده بودیم ، با خودمون می گفتیم ، حالا خوب شد اومدیم نماز ، رفتیم پای کوه ، تا شهدا را آوردند ، ....

قرار بود شهداء را با ماشین ببرند بالای کوه ، ولی مردم ، سه تا از شهدا را از ماشین کشیدند بیرون تا روی دست ببرند ، من هم داشتم یکی از تابوت ها را می کشیدم ، دوباره چشمم به نوشته روی تابوت افتاد ، باز هم همون شهید بود ، شلمچه ، .....

حس عجیبی داشتم ، تا بالای کوه دو ، سه ساعت طول کشید ، من هم از این تابوت به اون تابوت می رفتم ، چون خسته می شدم ، بعضی وقت ها هم که استراحت می کردیم ، یکی می رفت جلو و .... ، شور و حال خیلی عجیبی بود ، همه مدل آدمی هم بودند ، حضور بعضی از جوان ها واقعا جذاب بود ....

بالای کوه همه منتظر ما بودند ، من همین طوری نشستم کنار یکی از اون شهدا ، نوبت خاکسپاری اون شد ، داشتن ، پرچم روی تابوت را بر می داشتند ، که دوباره دیدم ، روی اون نوشته شده ، شلمچه ، ....

وقتی داشتن پیکر پاک این شهید را در مزار می گذاشند به هر زحمتی بود خودم رو رسوندم جلو ، دوست داشتم بیشتر ببینمش ، خیلی چیز ها هست که هنوز نفهمیدم ، ولی حال و حوای خوشی بود .....

واقعا شلمچه قطعه ای از بهشت است ، دلم خیلی برای شلمچه تنگ شده ....
| ||
|
اشاره
شب قدر، بزرگترين، شريفترين، پرارجترين و پر رمز و رازترينِ شبها در چرخه زمان است. به راستي كه سخن گفتن درباره اين شب مبارك، بسيار مشكل است. كدام خامه است كه در وصف اين شب نشكند و كدام لسان است كه در توصيف اين شب قاصر نگردد و كدام عقل و تدبير است كه در فهم آن مبهوت و متحير نماند؛ شبي كه به فرموده حضرت امام صادق عليهالسلام ، قلب ماه رمضان، به شمار ميآيد. اين چه شب عزيزي است كه دل عاشقان و سالكان كوي دوست را ربوده و آنان را، به راستي چنان مست و از خود بي خود كرده كه ياراي سخن گفتن در موردش را ندارند، دهانشان را دوخته و سكوت را پيشه آنان ساخته است.
گستردهترين سفره رحمت
شب قدر، گستردهترين سفره رحمت و پرنعمتترين مائده لطف خداست. شب قدر، شب گشودن سفره دل و ريختن اشك نياز و فصل گريستن چون ابربهار در آستان آفريدگار غفّار است. در شب قدر، روبه روي آينه محاسبه مينشينيم و چهره جان را بي غبار ميبينيم و با باران اشك، دل را در سحر رحمت و مغفرت شست و شوي ميدهيم. شب قدر، فرصتي است تا چهره دل را با آب توبه بشوييم و پاكتر گرديم و به فطرت بيعيب خويش برگرديم. رمضان، موعد عروج است و شب قدر، ميعاد بيداران و معراج شب زندهداران. شب قدر، شب احياي خويش با دم مسيحايي دعاست. شب قدر، براي آن است كه قدر خويش را بشناسي، تقدير خويش را رقم زني، قدرت اراده و انتخاب را بيازمايي و خويشتنِ جديد را با قلم توبه و جوهر اشك، ترسيم كني. حيف اگر در شب قدر، قدرِ خود نشناسيم!
|
روزي از روزهاي اين روزگار ، کودکي مثل همه کودک هاي ديگري که قبل از او آمده بودند وارد اين دنيا شد ، پدر و مادر او نام او را علي گذاشتند ، چون اميرالمؤمنين را خيلي دوست داشتند .
زمانيکه علي چشم هاي خود را به روي اين دنيا گشود ، ترس عجيبي سراسر وجود او را فرا گرفت ، چون شاهد حمله سپاهي عظيم با لباس هايي قرمز و پرچمي سياه به منطقه نفس خود شده بود ، چشم هايش را به سرعت بست ، صدايي شنيد که به او مي گفت : « نترس ، چشم هايت را باز کن » ، صداي زيبا و آرامش بخشي براي او بود ، آهسته چشم هايش را باز کرد ، شخصي نوراني ، با لباسي سفيد ، محو در تماشاي او بود ، حرف هايي به او زد که باعث آرامش او شد ، او گفت : « برو و از کودکي خويش لذت ببر ، من از تو محافظت خواهم کرد » ، علي در نهايت خوشحالي سال ها مشغول بازي و بازيگوشي بود ، که دوباره صدايي شنيد ، باز همان شخص نوراني و سفيد پوش بود ، به آرامي نزد او رفت ، به او گفت : « زمان مأموريت من به اتمام رسيده ، حال زمان آن رسيده که خود فرماندهي سپاه خود را بر عهده بگيري ، فقط چند چيز را به تو بگويم و بروم ، راه سخت و دشوار و تاريکي پيش روي توست ، مراقب باش ، در اين راه ، خدا کساني را قرار داده که بمانند نوري در اين تاريکي هستند ، و راه پيش روي تو را چون روز برايت روشن مي کنند ، و دست تو را هنگام سختي ها خواهند گرفت ، نزد آنان برو و همواره با آنان باش ، تا به سر منزل مقصود برسي ، باز مي گويم ، مراقب باش ! خدا به همراهت » اين را گفت و رفت .
سال ها پشت سر هم آمدند و رفتند و علي هنوز مست در بازيگوشي هاي کودکانه خود بود ، بي آنکه نگاهي به دورن و انتخاب هاي خود و نتايج حاصل از آنها کند ، کودکي و نوجواني خود را پشت سر گذاشت ، وارد دوران جواني شده بود ، احساس خوبي نداشت ، ضعيف شده بود ، توانايي اش اندک شده بود و اراده خود را گم کرده بود ، فرصتي برايش پيش آمد تا به درون خود رود ، درونی که مدت ها گمش کرده بود ، جایی که بازیگوشی هایش او را از آن دور کرده بود ، وقتي وارد منطقه نفس خود شد ، زانوي هايش بي حس شده بود ، ناگهان به زمين خورد ، صحنه اي عجيب و ترس ناک جلوي چشم هايش نقش بسته بود ، براستي با خود چه کرده بود ....

آتش از درونش زبانه مي کشيد ، سياهي همه جا خود نمايي مي کرد ، سپاهش ضعيف و ناتوان شده بود ، به هرجا مي نگريست ، سياهي مي ديد ، به منطقه فردي خود ، به منطقه اجتماعي خود ، به منطقه دوستان خود ، واي ، با خود چه کرده بود ، راهي به ذهنش نمي رسيد ، نا اميد شده بود ، که ناگهان به ياد سخنان آن فرمانده دلاور سپاهش افتاد که به او گفته بود : « .... در اين راه ، خدا کساني را قرار داده که بمانند نوري در اين تاريکي هستند ، و راه پيش روي تو را چون روز برايت روشن مي کنند ، و دست تو را هنگام سختي ها خواهند گرفت ، نزد آنان برو و همواره با آنان باش ، تا به سر منزل مقصود برسي .... »
اميد ، دوباره در وجودش زنده شد ، پاهايش دوباره قدرت گرفت ، از جاي خود بلند شد و به دنبال آن کسان رفت ، پيامبر (ص) را يافت ، پيامبر (ص) به او گفت : « با هوس هايتان بجنگيد تا بر خود حاکم شويد » ، به منطقه نفس خويش رفت ، سپاهش را فراخواند ، آرايش نظامي گرفت ، و آنان را براي جنگ با دشمن آماده کرد ....

ناگهان به ياد اميرالمؤمنين علي (ع) افتادم ، با خود مي گفت : براستي حق اسم خويش را در اين سال ها ادا نکرده ام ، نوري ديگر در کنار خود احساس کرد که مي گفت : « روزه جان ، خودداري حواس پنجگانه است از همه گناهان ( که با دست و زبان و چشم و گوش و بيني انجام گيرد ) و پاکي دل از کليه اسباب زشتي است . » ، با روحي سرشار از اميد ، فرماندهان را براي تشريح عمليات فراخواند ، ماه رمضان شروع شده بود ، تا به امروزش را خوب درک نکرده بود ، اما فرصتي مناسب را يافته بود ، به مبارکي اين ماه ، نام عمليات را رمضان گذاشت ، و رمز عمليات را به نام زيباي امير المؤنين مزين کرد ....

شيپور جنگ را نواخت ، و سپاهيان با رمز يا علي ادرکني عمليات را آغاز کردند ، سرانجام کار برايش مهم نبود ، زيرا خود را مکلف به عمل به وظيفه مي ديد و مي خواست حق نامش را ادا کند و خدايي که خيلي دوستش داشت و از او ناراحت بود را خوشحال کند ، البته اين را هم مي دانست ، خدايش او را خيلي دوست دارد و هميشه در کنار اوست و ياريش خواهد کرد .....
![]()
نویسنده : ابوالفضل فتاحی

جنبه های روانشناختی ماه رمضان
روزه ماه به یاد ماندنی است . هستند كسانی كه به هزار یك دلیل و بهانه از زیر بار روزه گرفتن طفره می روند و به همین جهت و به دلیل خاطرات تلخی كه از این ماه دارند روزه برایشان عذاب آور است . اما این تنها یك طرف قضیه است بسیاری هم هستند كه ماه روزه برایشان یاد آور خاطرات بسیار خوش و شیرین است خاطراتی كه از كودكی دارند و هر گاه تداعی می شود آنها را به دنیا های دیگری می برد .
تنوع در شیوه زندگی می تواند بوجود آورنده خاطرات خوش یاشد بویژه كه این نوع تغییر شیوه وروش با مذاق شخص هم سازگار باشد . همه ما از كودكی ایام روزه را بیاد می آوریم كه در كنار پدر و مادر شبهای خاطره انگیزی را داشتیم اگر این وقایع با شادی و سرور هم همراه باشند همواره در ذهن شخص اثری خوشایند بجا خواهند گذاشت لزومی ندارد ماه روزه را كه ماه میهمانی خدا است با عزاداری و غم توام كنیم رسم خوبی كه كشورهای عربی دارند این است كه سراسر این ماه را با شادی و خوشی طی می كنند حتی بسیاری از سریالهای كمدی و خنده دار را در این ماه پخش می كنند باید روزه را جذاب كرد بخصوص برای كودكان تا در بزرگسالی با رغبت و میل درونی به سوی آن بروند و نه از روی اجبار و ادای وظیفه .
یكنواختی و تكرار انسان را خسته می كند . شما آب وهوا را نگاه كنید هر روز به یك شكل است آمدن و رفتن فصل ها خودش حكایت از همین ایجاد تنوع دارد . غذا هم بدینگونه است بهترین غذاها بعد از مدتی برای ما عادی می شود . فقط آنهائیكه روزه گرفته اند و طعم گرسنگی را حس كرده اند لذت غذا را می دانند . تا در یك روز گرم تابستان روزه نگیرید و از تشنگی له له نزنید لذت نوشیدن آب را نمی فهمید .
روزه فراسوی تمام مزایا و محاسنی كه دارد یك مزیت اش هم همین است كه با ایجاد تغییر در نوشیدن و خوردن ؛ باعث می شود ذائقه ما پرورش یابد و قوی تر شود احساسات ما از این كرخی و سستی كه د ر اثر خوردن و آشامیدن های مكرر و فراوان به آن دچار شده اند رها می شوند و فرصت پیدا می كنند تا كمی استراحت كنند .
برای روزه گرفتن هم مثل بقیه كارها باید عشق و علاقه باشد علاقه ای كه اگر چه پشتوانه آن ایمان و اعتقاد قلبی است ولی این علاقه بتدریج و با روشهایی كه گفته شد بوجود آمده است وگرنه مصداق همان روزه گرفتن دوست ما می شود كه می گوید : من همیشه روزه می گیرم ولی فقط شبها !!
منبع : آفتاب











